النتائج 1 إلى 1 من 1

الموضوع: بیانی ازامام مهدی منتظر درباره توانایی ها و صفات جنیان و ملائکه و درباره فتنه مسیح کذاب

هذا أحد المواقع الثانوية الخاصة بتبليغ دعوة الإمام المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني والتي لا تتضمن أية أقسام خاصة ولا رسائل ولا عضويات وبالتالي لا يمكن المشاركة فيها ولا استرجاع الحسابات المفقودة عبرها، يوجد هنا فقط موسوعة البيانات مع الترجمة لبعضها إلى مختلف اللغات، ولا يتواجد الإمام المهدي إلا في الموقع الرسمي الوحيد منتديات البشرى الإسلامية والنبإ العظيم، وهناك يمكنكم التسجيل والمشاركة والمراسلة الخاصة وأهلاً وسهلاً بكم.

مصدر الموضوع
  1. بیانی ازامام مهدی منتظر درباره توانایی ها و صفات جنیان و ملائکه و درباره فتنه مسیح کذاب

    مصدر المشاركة
    الإمام ناصر محمد اليماني
    11 - شوّال - 1432 هـ
    10 - 09 - 2011 مـ
    ۱۹-شهریور-۱۳۹۰ه.ش.
    10:58 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    ـــــــــــــــــــ


    بیانی از امام مهدی منتظر درباره توانایی‌ها و صفات جنیان و ملائکه و درباره فتنه مسیح کذاب
    بسم الله الرحمن الرحيم
    والصلاة والسلام على جدي النبي الخاتم ورحمة الله وبركاته وعليه وعلى آله الأطهار وجميع أنصار الله في خلقه إلى يوم الدين...

    حبیب من در راه خدا ابوروان! خداوند الرحمن در آیات محکم قرآن فتوی داده‌است که جنیّان را از آتش گرم و سوزان «سموم» خلق کرده‌است .خداوند سبحان در آیات محکم قرآن می فرماید:
    {وَالْجَآنَّ خَلَقْناهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ} صدق الله العظيم [الحجر:۲۷]
    { و جن را پیش از آن، از آتش گرم و سوزان «سموم» خلق کردیم! (۲۷)}
    و «سموم» آتش جهنم است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ﴿٤١﴾ فِي سَمُومٍ وَحَمِيمٍ ﴿٤٢﴾}صدق الله العظيم [الواقعة]
    {و اصحاب سمت چپ چه حالی دارند اصحاب سمت چپ ؟!(۴۱) در [میان] آتش سوزان «سموم» وآب جوشان قرار دارند.(۴۲)}
    خداوند پدران جنیّان را از آتش آفرید و بعضی از آنها را به خواست خود با دادن صفات ملائکه و توانائی متحول شدن به خلقی دیگر تکریم نمود. این امر برای امتحان کردن جنیّان بود که آیا شکرگذاری خواهند کرد و یا در عوض کفران ورزیده و متکبر شده و به آفرینش خود مغرور می‌شوند؟مثل ابلیس و فرزندانش که برخی از صفات ملائکه را در خود داشتند، کدام صفت را؟ توانایی تبدیل کردن خود از جن به مثلیّت موجودی دیگر. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِرًا وَلَمْ يُعَقِّبْ يَا مُوسَى أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ﴿۳١﴾}صدق الله العظيم [القصص]
    {و اینکه عصایت را بیفکن. پس چون آن را دید که می‌جنبد گویا که از جنیّان است، به عقب برگشت و پشت سر خود را نگاه نکرد [فرمود] ای موسی ! پیش آی، و نترس، بی گمان تو در امان هستی.}
    مقصود خداوند از این فرموده:
    {وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ}
    {پس چون آن را دید که می‌جنبد گویا که از جنیّان است}
    ا
    ین است که عصا تحول پیدا کرد و به شکل مار [ثعبان] درآمد، از همین جاست که استنباط می‌کنیم ویژگی خاصی که به جن داده شده است، توانایی تغییر از یک موجود به شکل موجود دیگر است وبه همین علت خداوند تعالی می‌فرماید:{وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ}صدق الله العظيم
    از اینجا در می‌یابیم که جنیّان با اجازه خداوند توانایی دارند خود را از شکل یک موجود به شکل موجود دیگر درآورند. خداوند به ملائکه‌ای هم که از نور آفریده شده‌اند این توانایی [ تحول به شکل موجود دیگر] را عطا فرموده‌است به همین دلیل است که خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا}صدق الله العظيم [مريم:۱۷]
    {در این هنگام، ما روح خود را بسوی او فرستادیم؛ و او در شکل انسانی بی‌عیب و نقص، بر مریم ظاهر شد! }
    بعد از آفرینش آدم، خداوند به تمامی ملائکه امر فرمود تا برای آدم سجده کنند و همگی آنها اطاعت نمودند، تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَإِذْ قَالَ رَ‌بُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرً‌ا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٨﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّ‌وحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿٢٩﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٣٠﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣١﴾قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣٢﴾ قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ‌ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٣٣﴾ قَالَ فَاخْرُ‌جْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَ‌جِيمٌ ﴿٣٤﴾ وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ ﴿٣٥﴾ قَالَ رَ‌بِّ فَأَنظِرْ‌نِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿٣٦﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِ‌ينَ ﴿٣٧﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾}صدق الله العظيم [الحجر]
    {و هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده، می‌آفرینم. (۲۸) هنگامی که کار آن را به پایان رساندم، و در او از روح خود دمیدم، همگی برای او سجده کنید!» (۲۹) همه فرشتگان، بی استثنا، سجده کردند... (۳۰) جز ابلیس، که ابا کرد از اینکه با سجده‌کنندگان باشد. (۳۱) فرمود: «ای ابلیس! چرا با سجده‌کنندگان نیستی؟!» (۳۲) گفت: «من هرگز برای بشری که او را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده است آفریده‌ای، سجده نخواهم کرد!» (۳۳) فرمود: «از بهشت [باطن زمین] بیرون رو، که رانده‌شده‌ای (۳۴) و لعنت تا روز قیامت بر تو خواهد بود!» (۳۵) گفت: «پروردگارا! مرا تا روز رستاخیز مهلت ده (۳۶) فرمود: «تو از مهلت یافتگانی! (۳۷) تا روز وقت معیّنی.» (۳۸)}
    سؤالی که مطرح می‌شود این است: با توجه به اینکه خداوند ابلیس را که از سجده کنندگان نبود، از باقی ملائکه جدا نمود و دلیل آن فرموده خداوند تعالی است که:
    {وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا ﴿٦١﴾ قَالَ أَرَ‌أَيْتَكَ هَـٰذَا الَّذِي كَرَّ‌مْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْ‌تَنِ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّ‌يَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٦٢﴾ قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَاؤُكُمْ جَزَاءً مَّوْفُورً‌ا ﴿٦٣﴾ وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُم بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَ‌جِلِكَ وَشَارِ‌كْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ ۚ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُ‌ورً‌ا ﴿٦٤﴾ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ ۚ وَكَفَىٰ بِرَ‌بِّكَ وَكِيلًا﴿٦٥﴾}
    صدق الله العظیم [الإسراء]
    { زمانی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند، جز ابلیس که گفت: «آیا برای کسی سجده کنم که او را از خاک آفریده‌ای؟!» (۶۱) گفت : «به من خبر بده، این کسی را که بر من کرامت داده ای، اگر مرا تا روز قیامت مهلت دهی، فرزندانش را؛ جز عده‌ی کمی [گمراه و] ریشه کن خواهم کرد» . (۶۲) فرمود : «برو، پس هر کس از آنان، از تو پیروی کند ، بی تردید جهنم کیفر شماست، که کیفری کامل است، (۶۳) و هرکس از آنان را که می‌توانی با صدایت بر انگیز، و با سواران و پیادگانت بر آنها بتاز، و در اموال و فرزندان با آنها شرکت جوی، و به آنها وعده بده و شیطان جز فریب به آنها وعده نمی دهد (۶۴) بی گمان تو هرگز بر بندگان من سلطه‌ای نخواهی داشت؛ و پروردگار تو برای نگهبانی آنها کافی است ». (۶۵)}
    وخداوند تعالی فرمود:
    {وَإِذْ قَالَ رَ‌بُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرً‌ا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٨﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّ‌وحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿٢٩﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٣٠﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣١﴾قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣٢﴾ قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ‌ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٣٣﴾} صدق الله العظيم [الحجر]
    {وهنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده، می‌آفرینم. (۲۸) هنگامی که کار آن را به پایان رساندم، و در او از روح خود دمیدم، همگی برای او سجده کنید!» (۲۹) همه فرشتگان، بی استثنا، سجده کردند... (۳۰) جز ابلیس، که ابا کرد از اینکه با سجده‌کنندگان باشد. (۳۱)فرمود: «ای ابلیس! چرا با سجده‌کنندگان نیستی؟!» (۳۲) گفت: «من هرگز برای بشری که او را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده است آفریده‌ای، سجده نخواهم کرد!» (۳۳)}
    سؤالی که مطرح می‌شود این است که آیا ابلیس ازجمله ملائکه آفریده شده از نور بود یا از ملائکه جنّی بود که از آتش خلق شده اند؟ و جواب آن را در آیات محکم کتاب و از فرمایش خداوند تعالی در می‌یابیم:
    {وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُوا لآِدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلاً} صدق الله العظيم [الكهف:۵۰]
    {و زمانی که به فرشتگان گفتیم : «برای آدم سجده کنید » پس (همه) سجده کردند، جز ابلیس ،که از جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید، آیا او و فرزندانش را به جای من دوستان خود می گیرید، در حالی که آنها دشمن شما هستند؟! ستمکاران چه جایگزین بدی دارند}
    لذا از نظر قدرت تحول و شبیه شدن به موجودی دیگر، جنیان به دو گروه تقسیم می‌شوند و (گروهی) می‌توانند با قدرت خداوند برای تحول در شکل؛ خود را شبیه به موجودی دیگر درآورند و دلیل آن هم فرموده خداوند تعالی است که:
    {فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِرًا}صدق الله العظيم
    {پس چون آن را دید که می‌جنبد گویا که از جنیّان است، به عقب برگشت}
    منظور این نیست که جنیان به شکل مار هستند، بلکه مقصود خداوند این است که موسی با چشم خود تحول عصا به مار را دید؛ به این معنی که دید عصا از شکل خود، به موجودی دیگر تبدیل گردید؛ ماری که آشکارا زنده بود وانگار مثل جن توانایی تحول به شکل موجود دیگری را داشت. به همین علت خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَأَلْقِ عَصَاكَ ۚ فَلَمَّا رَ‌آهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّىٰ مُدْبِرً‌ا وَلَمْ يُعَقِّبْ ۚ يَا مُوسَىٰ لَا تَخَفْ إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ الْمُرْ‌سَلُونَ﴿١٠﴾}صدق الله العظيم [النمل]
    {و عصایت را بیفکن، پس چون آن را دید که می‌جنبد، گویی که از جنیّان است[ قدرت تحول به موجودی دیگر را دارد]، به عقب برگشت، و پشت سر خود نگاه نکرد؛ ای موسی ! نترس، که پیامبران در نزد من نمی‌ترسند.}
    از خلال این آیات، فتوای خداوند در مورد صفت آفرینش جنیّان را می‌توان درک کرد: عده‌ای از آنان می‌توانند به محض آنکه خواستند به شکل موجود دیگری تحول یابند؛ اما این تغییر شکل، به واسطه قدرت خداوند است نه از توانایی‌های خود جنیّان و فقط زمانی رخ می‌دهد که خداوند بخواهد [یعنی اگر خداوند نخواهد، نمی‌توانند از این صفت استفاده کنند].
    خداوند از روی کرمش،
    صفت توانایی تحول ملائکه را به برخی از جنیّان داد همنب‌طور عالَم ملائکه‌ای که از نور خلق شده‌اند این توانایی را دارند و هر ملکی که بخواهد در برابر بشر قرار بگیرد، حتماً به صورت یک انسان در برابرشان ظاهر خواهد شد و این خداوند است که توانایی شبیه شدن و تغییر شکل به صورت موجودی دیگر را، به آنها عطا فرموده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَّجَعَلْنَاهُ رَ‌جُلًا وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ﴿٩﴾}صدق الله العظيم [الأنعام]
    {و اگر او [ فرستاده] را فرشته‌ای قرار می‌دادیم، حتماً وی را به صورت یک مرد در می‌آوردیم، وهمچنان امر [او را که فرشته است] بر آنها پوشیده می‌داشتیم. [[یا همان را که دربردارند بر تن فرشتگان می‌کردیم ]]}
    مثل زمانی که جبريل عليه الصلاة والسلام به سوی محمد رسول‌الله صلى الله عليه وآله وسلم فرستاده شد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَىٰ ﴿٥﴾ ذُو مِرَّ‌ةٍ فَاسْتَوَىٰ ﴿٦﴾}صدق الله العظيم [النجم]
    { [فرشتهّ بس نیرومند [جبریل] او را تعلیم داده است(۵) [فرشته] نیرومندی که [ به هیئتی همانند او] در برابرش ایستاد.(۶)}
    منظور از «الاستواء» این است که او را به شکل مردی کاملا شبیه «سویّ» انسان درآورد. مثل زمانی که خداوند رسولش جبریل و یکی دیگر از ملائکه را به سوی مریم فرستاد. سپس جبریل به صورت انسانی درآمد که مریم بتواند او را ببیند و با او سخن بگوید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِيّاً} صدق الله العظيم [مريم۱۷]
    {آن‌گاه روح خود [جبریل] را به‌سوی او فرستادیم، پس به هیئت انسانی کامل بر او ظاهر شد}
    لذا «صفتی ملائکه‌ای» یعنی قدرت تحول به شکلی دیگر به برخی از جنیّان آفریده شده از آتش و به تمام ملائکه خلق شده از نورداده شد و جنیّان از نظر قدرت تحول به شکلی دیگر دو گروهند که یکی از این گروه‌ها قادرند با قدرت خداوند از شکلی که خداوند خلقشان نموده به شکلی دیگر درآیند.
    ممکن است یکی از انصار عزیزم سخن مرا قطع کرده و سؤال کند: «آیا در نسل بشر، کسانی هستند که خداوند از راه کرمش به تعدادی از آنان که جانشینان خلیفه خداوند بر عالمیان هستند قدرت تحول دهد که شبیه ملائکه‌ای شوند که از نورخلق شده‌اند؟» و مستقیم از کلام خداوند تعالی پاسخ می‌دهیم:
    {وَلَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَا مِنْكُمْ مَلَائِكَةً فِي الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ﴿٦٠}صدق الله العظيم [الزخرف]
    {ما اگر بخواهیم برخی از شما را فرشتگانی قرار می دهیم که در زمین جانشین باشند. (۶۰)}
    اما عزیزان من در راه خدا! به شما نصیحت می‌کنم دعا کنید که خداوند شما را از این گروه [ملائکه بشری] قرار ندهد تا باعث نشوید بعد مرگتان مردم در حقتان مبالغه کرده و به کفر بازگردند. از این تکریم عظیم خداوند چشم بپوشید تا نعیم اعظم خداوند تحقق یابد؛ مبادا این تکریم دوباره موجب شود تا پس از اینکه همگی مردم توسط خداوند هدایت یافتند، متعاقب مرگتان در حقتان مبالغه کرده و به جای خداوند شما را بخوانند.
    آیا می‌دانید پدر و مادر شما آدم و حوا از این امر، یعنی تحولی بشر منتظر آن است، یعنی تحول به ملائکه آگاهی داشتند و شیطان نیز از همین نکته استفاده کرده و آنها را به توهم کشید و به آنها گفت که او و همسرش با خوردن از همان درخت [ممنوعه] تبدیل به ملائکه شده‌اند؟ و به آنها گفت اگر آدم و همسرش هم می‌خواهند توانایی تبدیل شدن به ملائکه را کسب کرده و تا دنیا برجاست، جاودانه بمانند؛ باید از آن درخت بخورند؟ آنها را به این توهم انداخت که جنیّان ملایکه‌ای هستند که با خوردن از آن درخت، توانایی تبدیل شدن از جن به ملائکه را به دست آورده‌اند. ابلیس به آدم و همسرش گفت:
    {مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ} صدق الله العظيم [الأعراف:۲۰]
    {وگفت: «پروردگارتان شما را از اين درخت نهی نکرده است؛ مگر به خاطر اينکه مبادا [با خوردن آن] فرشته شويد، يا از جاودانان گرديد».}
    آدم و حوا گمان کردند راز تبدیل شدن مورد انتظار بشر به ملائکه و خلیفه شدن او در زمین در همین درختی است که خداوند آنها را از آن منع نموده و به اشتباه گمان کردند راز تبدیل شدن به ملائکه در این درخت نهفته است و اگر از آن بخورند؛ مانند ابلیس و همسرش می‌توانند به ملائکه تبدیل شوند. سبحان الله العظیم! آدم و حوا عليهم الصلاة والسلام از حقیقت اسم اعظم خداوند آگاه نبودند به همین دلیل از آن درخت خوردند تا هم به ملائکه تبدیل شوند و هم تا زمانی که دنیا برجاست؛ در آن جنت [بهشت واقع در باطن زمین] جاویدان بمانند. با این کار هم بهشت بزرگتر [نعیم اعظم] را از دست دادند هم بهشت کوچکتر را. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَ‌بَا هَـٰذِهِ الشَّجَرَ‌ةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿١٩﴾ فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِ‌يَ عَنْهُمَا مِن سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَ‌بُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَ‌ةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿٢٠﴾ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿٢١﴾فَدَلَّاهُمَا بِغُرُ‌ورٍ‌ ۚ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَ‌ةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَ‌قِ الْجَنَّةِ ۖ وَنَادَاهُمَا رَ‌بُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَ‌ةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿٢٢﴾ قَالَا رَ‌بَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ‌ لَنَا وَتَرْ‌حَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِ‌ينَ ﴿٢٣﴾ قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِي الْأَرْ‌ضِ مُسْتَقَرٌّ‌ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ ﴿٢٤﴾ قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَ‌جُونَ﴿٢٥﴾}صدق الله العظيم [الأعراف]
    {وای آدم! تو وهمسرت در بهشت ساکن شو[بهشت واقع در باطن زمین] پس از هر جا که خواستيد، بخوريد و به اين درخت نزديک نشويد که از ستمکاران خواهيد بود (۱۹) پس شيطان آن دو را وسوسه کرد تا آنچه را از شرمگاهشان که از آنها پوشيده بود؛ در نظرشان آشکار سازد و گفت: پروردگارتان شما را از اين درخت نهی نکرده است؛ مگر به‌خاطر اينکه مبادا فرشته شويد يا از جاودانان گرديد(۲۰) وبرای آن دو سوگند ياد کرد که من برای شما از خير خواهانم.(۲۱) پس آنها را با فريب فرود آورد و چون از آن درخت چشيدند، شرمگاهشان بر آنها آشکار شد وشروع کردند به قرار دادن برگ بهشت بر خود [آن را بپوشانند] وپروردگارشان آنها را ندا داد: آيا شما را از آن درخت منع نکردم و به شما نگفته بودم که شيطان دشمن آشکار شماست؟!(۲۲)گفتند: پروردگارا! ما به خود ظلم کرديم واگر ما را نيامرزی و بر ما رحم نکنی، مسلّماً از زيانکاران خواهيم بود(۲۳) فرود آييد، درحالی‌که بعضی از شما نسبت به بعض ديگر دشمن خواهيد بود و برای شما در زمين تا مدت معينی قرارگاه و بهرمندی خواهد بود(۲۴) فرمود: در آن زندگی می‌کنيد ودر آن می‌ميريد و از آن بيرون آورده خواهيد شد(۲۵)}
    ممکن است ابراهیم عزیزم صحبت مرا قطع کرده و بگوید: «منظور خداوند از:
    {اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِي الْأَرْ‌ضِ مُسْتَقَرٌّ‌ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ ﴿٢٤﴾ قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَ‌جُونَ﴿٢٥﴾}صدق الله العظيم
    فرود آييد، درحالی‌که بعضی از شما نسبت به بعض ديگر دشمن خواهيد بود و برای شما در زمين تا مدت معينی قرارگاه و بهرمندی خواهد بود(۲۴) فرمود: در آن زندگی می‌کنيد ودر آن می‌ميريد و از آن بيرون آورده خواهيد شد(۲۵)}
    چیست.مگر می‌شود از زمین به زمین فرود آمد؟»
    امام مهدی ناصر محمد یمانی پاسخش را چنین می‌دهد که: به درستی که این فرود آمدن [هبوط] از زمین به زمین بوده‌است، درست مثل فرود آمدن [هبوط] بنی اسرائیل که از زمینی به زمین دیگر هبوط کردند و آنچه را که خیر بود رها کرده و چیزی را که کمتر یا پایین‌تر بود به جایش برگزیدند. خداوند تعالی میٰفرماید:
    {وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُواْ مِصْراً فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ} صدق الله العظيم [البقرة:۶۱]
    {وزمانی را که گفتید: « ای موسی! ما هرگز بر یک نوع غذا شکیبائی نداریم، پس پروردگار خویش را بخوان، تا از آنچه زمین می‌رویاند، از سبزی و خیار و سیر و عدس و پیازش برای ما بیرون آورد».[موسیّ گفت: «آیا چیزی را که پست‌تر است به جای چیز بهتر جایگزین می ‌نید؟ به شهری فرود آیید، زیرا آنچه را خواستید در آنجا برای شما هست» و [مهر] ذلت و بینوائی بر آنان زده شد، و سزاوار خشم خدا گردیدند، چرا که آنان به آیات خدا کفر می‌ورزیدند، و پیامبران را به ناحق می‌کشتند. اینها به‌خاطر آن بود که گناهکار و متجاوز بودند.}
    پس منظور خداوند از هبوط و فرود آمدن، خارج شدن از مکان بهتر و منتقل شدن به مکان پایین‌تر و بدتر است؛ درست مثل خارج شدن آدم از بهشت خداوند که در دل کره زمین بود به محلی دیگر در سطح کره زمین که باید سختی و مشکلات زیادی را در طلب رزق تحمل می‌کرد. او در زمینی زندگی می‌کرد که درآن گرسنه و تشنه نمی‌شد و عریان نمی‌ماند. لذا او از محل بهتر خارج و به محل بدتری فرود آمد. به همین دلیل خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَىٰ آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ﴿١١٥﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ ﴿١١٦﴾ فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِ‌جَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿١١٧﴾ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَ‌ىٰ ﴿١١٨﴾ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَىٰ ﴿١١٩﴾ فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَ‌ةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا يَبْلَىٰ ﴿١٢٠﴾ فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَ‌قِ الْجَنَّةِ ۚ وَعَصَىٰ آدَمُ رَ‌بَّهُ فَغَوَىٰ ﴿١٢١﴾ ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَ‌بُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَىٰ ﴿١٢٢﴾ قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا ۖ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىٰ﴿١٢٣﴾}
    صدق الله العظيم [طه]
    {پیش از این، از آدم پیمان گرفته بودیم؛ امّا او فراموش کرد؛ و عزم استواری برای او نیافتیم! (۱۱۵) و هنگامی که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سرباز زد (۱۱۶) پس گفتیم: ای آدم! این [ابلیس] دشمن تو و [دشمن] همسر توست! مبادا شما را از بهشت [ واقع در باطن زمین] بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد! (۱۱۷) برای تو این است که در آن گرسنه و برهنه نخواهی شد؛ (۱۱۸) و در آن تشنه نمی‌شوی، و حرارت آفتاب آزارت نمی‌دهد! (۱۱۹) ولی شیطان او را وسوسه کرد و گفت: ای آدم! آیا می‌خواهی تو را به درخت زندگی جاوید، و ملکی بی‌زوال راهنمایی کنم؟! (۱۲۰) سرانجام هر دو از آن خوردند، و عورتشان آشکار گشت و برای پوشاندن خود، از برگ‌های [درختان] بهشتی جامه دوختند! (آری) آدم پروردگارش را نافرمانی کرد، وگمراه شد و از پاداش او محروم شد! (۱۲۱) سپس پروردگارش او را برگزید، و توبه‌اش را پذیرفت، و هدایتش نمود. (۱۲۲) فرمود: همگی از آن فرود آیید، در حالی که دشمن یکدیگر خواهید بود! ولی هرگاه هدایت من به سراغ شما آید، هر کس از هدایت من پیروی کند، نه گمراه می‌شود، و نه در رنج خواهد بود! (۱۲۳)}

    لذا روشن شد که منظور از هبوط، خروج از موقعیت بهتر و سقوط کردن به موقعیت پایین‌تر و بدتر است. لذا خداوند آدم و همسرش را به همراه نسل آنها که در پشتشان بود، بیرون راند. شیطان با استفاده از جنتی که در آن زندگی می‌کردند، آنها را فریب داد و دچار فتنه کرد. شیطان آنان را دچار این توهم ساخت تا گمان کنند راز ماندن و جاودانگی در حیات دنیا تا قیامت در همان درختی نهفته که خداوند آن را ممنوع اعلان فرموده است. پس مراقب باشید شیطان شما را با همان جنت فریب نداده و به فتنه نیندازد تا مثل آدم و حوا برای ماندن در آن آزمند شوید. آن جنت، فتنه مسیح کذاب است، قصرهای آن از نقره و درهای آن از طلاست و در داخل آن زینت‌های فراوانی نهاده شده است. مراقب باشید که به شما دروغ نگوید.
    به خدا قسم که ملائکه او را با ننگ و سرشکستگی از آنجا بیرون خواهند راند. او به وعده‌ای که به شما می‌دهد، عمل نخواهد کرد و به‌ زودی لشکر خداوند او را با ننگ و سرشکستگی از آنجا بیرون خواهند راند. ملائکه‌ای که به دستور خداوند او را از سرزمینی بیرون خواهند راند که به محبان و حبیبان خود [ قوم يحبهم ويحبونه] وعده داده که در آن جانشین خواهند شد همان‌طور که گذشتگانشان در آن جانشین شدند. خداوند زمین و دیاری را به آنان به ارث می‌رساند که قطعاً تا به حال پای هیچ مسلمانی به آن نرسیده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيارَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ وَأَرْضًا لَمْ تَطَؤُها}صدق الله العظيم [الأحزاب:۲۷]
    {و زمین‌ها و خانه‌ها و اموالشان را در اختیار شما گذاشت، و زمینی را که هرگز در آن گام ننهاده بودید }
    اما مقصود خداوند تعالی از:
    {وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيارَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ}
    صدق الله العظيم ؛ چیست؟ منظور محمد رسول‌الله و مسلمانانی است که با او بودند. آنها زمین شیاطین یهودی بشر را به ارث بردند، چرا که بعد از پیمان بستن با خداوند؛ عهد را شکسته وآنچه که خداوند حفظ آن را سفارش نموده بود قطع کرده و در زمین فساد نمودند.
    اما مقصود خداوند تعالی از :
    {وَأَرْضًا لَمْ تَطَؤُها}
    صدق الله العظيم،
    چیست؟ مقصود وعده خداوند به قوم دیگری از مسلمانان است. آنها امام مهدی و مسلمانانی هستند که دعوت او را باور کرده و پیرو او شده‌اند. خداوند به آنها وعده فرموده است که اموال تمام شیاطین انس و جن از هرگونه‌ای که باشند و زمینی را که تا به حال پای آنها به آن نرسیده را به ایشان خواهد داد. در کتاب به این زمین نام «بهشت بابل» داده شده‌ و مکانی است که شیطان یعنی ملک هاروت و همتایش [قَبیلُه] ماروت و فرزندانشان یعنی یأجوج و مأجوج بر آن مسلط بوده و ساکن آن هستند. قصرهایی از نقره با درهای طلایی ساخته‌اند و آنها را به هرکسی که به خداوند کافر شده و پیرو شیطان گردد، می‌دهند. هرکسی که مسیح کذاب را باور کرده و او را خدای خود بخواند، قصری از نقره به او می‌دهند که دروازهایش از طلا و جواهر است و پله‌هایی که با آن از قصر بالا می‌روند و بسیار زیبا بوده و با جواهرات فراوان زینت شده‌اند.

    این همان «بهشت بابل» فتنه مسیح کذاب است. این بهشت در مکانی قرار دارد که دو مشرق دارد [برای توضیحات بیشتر در مورد دو مشرق به بیان « مهدی منتظر،خلیفه خداوند بر بشر و آخرین خلیفه او از اهل بیت پاک و مطهر؛ تمام علماء امت اسلامی را مورد خطاب قرار میدهد » مراجعه شود]. مراقب باشید شیطان شما را مانند پدر و مادرتان آدم و حوا دچار فتنه نکند. او آنها را با خیال واهی جاودانه شدن و اقامت ابدی در این بهشت به خوردن از درخت [ممنوعه] کشاند. لذا از آن درخت خوردند زیرا حریص بودند که در آن زمین باقی بمانند، پس مراقب باشید که گرفتار فتنه شیطان نشوید. او به دروغ به شما می‌گوید که شما وارث این زمین هستید. سپاه فرشتگانی که از نور آفریده شده‌اند و فرمانده‌شان وزیر مهدی منتظر یعنی ملك جبريل عليه الصلاة والسلام است آنها را از آنجا بیرون خواهند راند.. خداوند به جبریل فرمان داده‌است تا با تمام سپاهیان خداوند که از ملائکه آسمان‌های هفتگانه‌اند، فرود آمده و به سپاه مهدی منتظر ملحق شوند. به آنها فرمان داده شده است که از خلیفه و عبد خداوند امام مهدی عبد نعیم اعظم اطاعت نمایند. لذا آنان، ملک هاروت که همان مسیح کذاب است را به همراه همتایش ماروت و فرزندانشان [یأجوج و مأجوج] از ارض بابل بیرون خواهند راند؛ جایی که بهشت خداوند در زمین بوده و آن را برای آرامش و آسایش جن و انس آفریده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَالْأَرْ‌ضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿١٠﴾ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿١١﴾ وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّ‌يْحَانُ ﴿١٢﴾ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَ‌بِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿١٣﴾}صدق الله العظيم [الرحمن]
    {و زمین [مفروشه در باطن زمین] را برای خلایق آفرید (۱۰) که در آن میوه‌ها و نخل‌های خوشه دار است، (۱۱) و (در آن) دانۀ برگ دار و ریحان [وگیاهان خوشبو] است. (۱۲) پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید (۱۳)}
    و از آنجا که خداوند این مکان را برای دو گروه بزرگ انس و جن قرار داده‌است، آنها را به صورت زوج خطاب می‌کند:

    {وَالْأَرْ‌ضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿١٠﴾ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿١١﴾ وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّ‌يْحَانُ ﴿١٢﴾ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَ‌بِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿١٣﴾}صدق الله العظيم.

    {و زمین [مفروشه در باطن زمین] را برای خلایق آفرید (۱۰) که در آن میوه‌ها و نخل‌های خوشه دار است، (۱۱) و (در آن) دانۀ برگ دار و ریحان [وگیاهان خوشبو] است. (۱۲) پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید (۱۳)}
    و این همان بهشت فتنه است و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَا بَنِي آدَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَ‌جَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِ‌يَهُمَا سَوْآتِهِمَا ۗ إِنَّهُ يَرَ‌اكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَ‌وْنَهُمْ ۗ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاءَ لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٢٧﴾}
    صدق الله العظيم [الأعراف]
    {ای فرزندان آدم! شيطان شما را نفريبد، چنان‌که پدر و مادر شما را از بهشت [ واقع در باطن زمین] بيرون کرد و لباسشان را از تنشان کند؛ تا شرمگاهشان را به آنها نشان دهد. بی گمان او و همتایش شما را می‌بينند از جايی که شما آنها را نمی‌بينيد، به راستی ما شيطان‌ها را دوستان کسانی قرار داديم که ايمان نمی‌آورند.}
    سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که: شیطان چگونه آنها را به فتنه انداخته و باعث می‌شود به خداوند جهان کافر شده و خدا بودن او [شیطان] را باور کنند؟ جواب این است که « فتنه مسیح کذاب» سرزمینی است که در بهشت فتنه موجودیت مادی دارد و آن طور که شما فکر می‌کنید خداوند با معجزاتش او را یاری نمی‌کند. خداوند تعالی در آیات محکم کتاب درباره فتنه مسیح دجال می‌فرماید:
    {وَلَوْلَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ‌ بِالرَّ‌حْمَـٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَمَعَارِ‌جَ عَلَيْهَا يَظْهَرُ‌ونَ ﴿٣٣﴾وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُ‌رً‌ا عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ ﴿٣٤﴾ وَزُخْرُ‌فًا ۚ وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۚ وَالْآخِرَ‌ةُ عِندَ رَ‌بِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿٣٥﴾ وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ‌ الرَّ‌حْمَـٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِ‌ينٌ ﴿٣٦﴾ وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٣٧﴾ حَتَّىٰ إِذَا جَاءَنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِ‌قَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِ‌ينُ﴿٣٨﴾}صدق الله العظيم [الزخرف]
    {اگر [چنین] نبود که همه‌ی مردم یک امت [واحد کافر] می‌شدند، یقیناً ما برای خانه‌های کسانی که به [خدای] رحمان کافر می‌شدند، سقف‌های از نقره قرار می‌دادیم و نردبان‌هایی که از آن بالا روند.(۳۳) و برای خانه‌هایشان درها و تخت‌هایی قرار می‌دادیم که بر آن تکیه کنند؛ (۳۴) و انواع زیورها؛ ولی تمام اینها بهره زندگی دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است! (۳۵) و هر کس از یاد خدا روی‌گردان شود شیطان را به سراغ او می‌فرستیم پس همواره قرین اوست! (۳۶) و آنها [ شیاطین‌] این گروه را از راه خدا بازمی‌دارند، در حالی که گمان می‌کنند هدایت‌یافتگان حقیقی آنها هستند! (۳۷) تا زمانی که [در قیامت] نزد ما حاضر شود می‌گوید: ای کاش میان من و تو فاصله دو مشرق بود؛ چه بد همنشینی بودی! (۳۸)}
    در جواب کسی که درباره همسر شیطان سؤال می‌کند باید گفت او با قدرت «کن فیکون» آفریده شده است و فرزندان و نوادگانش همگی از نسل شیطان بوده و دشمن خداوند و شما هستند. به همین دلیل است که خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ‌ رَ‌بِّهِ ۗ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّ‌يَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ ۚ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا ﴿٥٠﴾}
    صدق الله العظيم [الكهف]
    {و زمانی که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند جز ابلیس که از جن بود و از فرمان پروردگارش بیرون شد آیا او و فرزندانش را به جای من اولیای خود انتخاب می‌کنید، در حالی که آنها دشمن شما هستند؟! چه جایگزینی بدی است برای ستمکاران! (۵۰)}
    خداوند آن دو را به صورت ملائکه درآورده بود، به همین علت هم شیطان توانست آدم و همسرش را فریب دهد که اگر می‌خواهند مثل آنها تبدیل به ملائکه شوند و در تمام طول حیات دنیا جاودان بمانند، باید از این درخت بخورند و به این ترتیب به دو فرشته جاویدان در زمینی تبدیل شوند که خداوند ملک آنها قرار داده است :
    {مَا نَهَاكُمَا رَ‌بُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَ‌ةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿٢٠﴾ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿٢١﴾}صدق الله العظيم [الأعراف]
    {وگفت: پروردگارتان شما را از اين درخت نهی نکرده است؛ مگر به‌ خاطر اينکه مبادا فرشته شويد يا از جاودانان گرديد(۲۰) و برایشان سوگند خورد که من از نصیحت کنندگان شما هستم(۲۱).}

    آدم و همسرش گمان کردند جنیانی که از صفات ملائکه برخوردارند، راز تغییر آنها از خلقت خودشان به ملائکه، خوردن از آن درخت است. به همین علت است که شیطان نام آن درخت را درخت جاودانگی نهاده است، یعنی هر که از آن بخورد، جاودانه و نامیرا خواهد شد. درحالی‌که این درخت در قرآن مورد لعن قرار گرفته و درختی است که از ریشه درآورده و در جهنم کاشته شده است و غذای گناهکاران است.
    هنوز مطالب زیادی ازعلم کتاب را خداوند در نزد ما گذاشته است که شما از آن بی‌خبر هستید. این امر برای کسانی که یقین ندارند، غریب به نظر می‌آید. بنابر این ما به آنها ارفاق کرده و کتاب را جزء به جزء [کم کم] بیان می‌کنیم تا اعتقاد قلبی محبان خداوند وحبیبان او [يحبهم الله ويحبونه] تثبیت شده و بیان و شرح حق کتاب بر ایمانشان بیفزاید. برای خردمندان نیز ذکری است تا تقوی پیشه کنند.
    و آخر کلام این است که: چرا مسیح کذاب نمی‌تواند قصرهای نقره با درب‌های طلا را به شما بدهد؟ زیرا خداوند نهایتاً او را با ننگ و سرشکستگی از آنجا بیرون خواهد راند؛ چرا که خداوند می‌داند اگر او را رها بگذارد، مردم را به فتنه دچار کرده و همگی آنها را به طور یک دست به امتی کافر تبدیل خواهد نمود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَوْلَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ‌ بِالرَّ‌حْمَـٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَمَعَارِ‌جَ عَلَيْهَا يَظْهَرُ‌ونَ ﴿٣٣﴾وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُ‌رً‌ا عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ ﴿٣٤﴾ وَزُخْرُ‌فًا ۚ وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۚ وَالْآخِرَ‌ةُ عِندَ رَ‌بِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿٣٥﴾ وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ‌ الرَّ‌حْمَـٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِ‌ينٌ ﴿٣٦﴾ وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٣٧﴾ حَتَّىٰ إِذَا جَاءَنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِ‌قَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِ‌ينُ﴿٣٨﴾}صدق الله العظيم [الزخرف]
    {اگر [چنین] نبود که همه‌ی مردم یک امت [واحد کافر] می‌شدند، یقیناً ما برای خانه‌های کسانی که به [خدای] رحمان کافر می‌شدند، سقف‌های از نقره قرار می‌دادیم و نردبان‌هایی که از آن بالا روند.(۳۳) و برای خانه‌هایشان درها و تخت‌هایی قرار می‌دادیم که بر آن تکیه کنند؛ (۳۴) و انواع زیورها؛ ولی تمام اینها بهره زندگی دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است! (۳۵) و هر کس از یاد خدا روی‌گردان شود شیطان را به سراغ او می‌فرستیم پس همواره قرین اوست! (۳۶) و آنها [ شیاطین‌] این گروه را از راه خدا بازمی‌دارند، در حالی که گمان می‌کنند هدایت‌یافتگان حقیقی آنها هستند! (۳۷) تا زمانی که [در قیامت] نزد ما حاضر شود می‌گوید: ای کاش میان من و تو فاصله دو مشرق بود؛ چه بد همنشینی بودی! (۳۸)}
    ولی اراده خداوند بر این است که این زمین را امام مهدی منتظر به ارث ببرد؛ امامی که در تلاش متحد ساختن مردم بر پایه ایمان به خداوند و پرستش به دور از شرک اوست. وقتی که من عزم رفتن به سوی آن زمین را کنم؛ بر دروازه های آن ملائکه بشر به فرماندهی جبرئیل عليه وعليهم الصلاة والسلام را خواهم یافت که منتظرند طبق فرمان خداوند، از امر خلیفه خداوند و عبد او امام مهدی اطاعت کنند. جنّیان و انسان‌های صالح نیز با ما خواهند بود. امور به سوی خداوندی باز می‌گردد که از نگاه‌های مخفیانه و رازهای پنهان در سینه‌ها آگاه است.
    ای حبیبان خداوند شاید از بیان بعضی از آیات خودداری کنیم چون باعث کشف برخی از اسرار برای شیاطین جن و انسی می‌شود که دشمن هستند. اما شما با اصرارتان مرا وادار می‌کنید بعضی از آنها را عنوان کنم. بدانید زمانی که به بعضی از سؤالات قرآنی شما پاسخ نمی‌دهم ناشی از عجز من نیست، بلکه در به تأخیر انداختن شرح آنها حکمتی نهفته است؛ پس عصبانی نشوید. اگر شما و سایر پرسشگران مرا مجبور کنید و در صورتی که خداوند بخواهد، بالاخره آنها را بیان خواهیم کرد. هر که می‌خواهد ایمان بیاورد و هرکه می‌خواهد کافر شود.اما می‌ترسم بیان آنها برای شما خوش نیاید [ وسنگین باشد] و آنها را در ذهن و فکر شما بزرگ جلوه کند و کسانی هم که نمی‌دانند بگویند: «چگونه ممکن است جبریل و تمام سپاهیان خداوند در آسمان‌های بالا از سپاهیان مهدی منتظر ناصر محمد یمانی بوده و مطیع اوامر او باشند؟» . جواب حقی که به آنها می‌دهم این است که: مگر خداوند قبل از این به آنها امر نفرمود که در مقابل خلیفه خدا آدم عليه الصلاة والسلام سجده کنند؟ پس چرا این قضیه در باره امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی بنظرتان امر بزرگی می‌آید؛ کسی که به دنبال این است که تمام مردم را در مسیر هدایت و ایمان متحد سازد؟!
    و هدف دشمن من مسیح کذاب، شیطان؛ برعکس هدف مهدی منتظر است، چرا که می‌خواهد مردم بر پایه کفر به خداوند متحد شوند. هدف او همین است و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَوْلَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ‌ بِالرَّ‌حْمَـٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَمَعَارِ‌جَ عَلَيْهَا يَظْهَرُ‌ونَ ﴿٣٣﴾وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُ‌رً‌ا عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ ﴿٣٤﴾ وَزُخْرُ‌فًا ۚ وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۚ وَالْآخِرَ‌ةُ عِندَ رَ‌بِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿٣٥﴾ وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ‌ الرَّ‌حْمَـٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِ‌ينٌ ﴿٣٦﴾ وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٣٧﴾ حَتَّىٰ إِذَا جَاءَنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِ‌قَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِ‌ينُ﴿٣٨﴾}صدق الله العظيم [الزخرف]
    {اگر [چنین] نبود که همه‌ی مردم یک امت [واحد کافر] می‌شدند، یقیناً ما برای خانه‌های کسانی که به [خدای] رحمان کافر می‌شدند، سقف‌های از نقره قرار می‌دادیم و نردبان‌هایی که از آن بالا روند.(۳۳) و برای خانه‌هایشان درها و تخت‌هایی قرار می‌دادیم که بر آن تکیه کنند؛ (۳۴) و انواع زیورها؛ ولی تمام اینها بهره زندگی دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است! (۳۵) و هر کس از یاد خدا روی‌گردان شود شیطان را به سراغ او می‌فرستیم پس همواره قرین اوست! (۳۶) و آنها [ شیاطین‌] این گروه را از راه خدا بازمی‌دارند، در حالی که گمان می‌کنند هدایت‌یافتگان حقیقی آنها هستند! (۳۷) تا زمانی که [در قیامت] نزد ما حاضر شود می‌گوید: ای کاش میان من و تو فاصله دو مشرق بود؛ چه بد همنشینی بودی! (۳۸)}
    او می‌خواهد غضب خداوند را برانگیزد، چرا که خداوند از کفر بندگانش ناراضی است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ}صدق الله العظيم [الزمر:۷]
    {اگر کفران کنید، خداوند از شما بی‌نیاز است وهرگز کفران را از بندگانش نمی‌پسندد؛}
    لذا شیطان می‌کوشد با ایجاد امتی کافر؛ رضوان خداوند در نفسش تحقق نیابد؛ ولی تلاش امام مهدی در جهت عکس خواسته شیطان است. او می‌خواهد تمام مردم هدایت شده و در راه راست خداوند قرار گرفته و او را بدون هیچ شریکی بپرستند تا خداوند راضی گردد و رضوان نفس خداوند تحقق نمی‌یابد، مگر اینکه بندگان او شکر گزار بوده و خداوند را بدون هیچ شریکی عبادت کنند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ﴿٥٦} صدق الله العظيم [الذاريات]
    { من جنّ و انس را نیافریدم جز برای عبادت}
    اگر خداوند را می‌پرستید؛ با بیان حق قرآن مجید شما را به پیروی از رضوان او هدایت می‌کنم؛ پس از من پیروی کنید تا با قرآن مجید شما را به رضوان آن عزیز حمید راهبر باشم. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَدْ جَاءَكُمْ رَ‌سُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرً‌ا مِّمَّا كُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ‌ ۚ قَدْ جَاءَكُم مِّنَ اللَّـهِ نُورٌ‌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ ﴿١٥﴾ يَهْدِي بِهِ اللَّـهُ مَنِ اتَّبَعَ رِ‌ضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِ‌جُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ‌ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَ‌اطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿١٦﴾}صدق الله العظيم [المائدة]
    {پیامبر ما به سوی شما آمد، تا بسیاری از حقایق کتاب آسمانی را که شما کتمان می‌کردید روشن می‌سازد، و از بسیاری از آن، صرف نظر می‌نماید. از طرف خدا، نور و کتاب آشکاری به سوی شما آمد (۱۵) خداوند به وسیله آن، کسانی را که از رضوان او پیروی کنند، به راه‌های سلامت، هدایت می‌کند؛ و به فرمان خود، از تاریکی‌ها به سوی روشنایی می‌برد؛ و آنها را به سوی راه راست، رهبری می‌نماید. (۱۶)}

    وسلام على المرسلين والحمد لله رب العالمين..
    برادر مؤمنان که در برابر آنان خاضع است و در برابر کافرانی که قصد خاموش ساختن نور خدا را دارند، با قدرت ...


    21577



المواضيع المتشابهه

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •